تبليغاتX
اگر از گناه کردن خسته شده ای بیا
باور کنید من می دانم !
 من متوجه هستم .
من دارم می بینم دارم لمس می کنم و حتی می شنوم . درست است من با تمام وجودم "احساس" می کنم
که خدا دارد می کوبد .
 آری می کوبد . خدا دارد دو دستی می کوبد بر دریچه زنگ زده دلم .
 خدا هی مرا صدا می زند هی می گوید آهای . هووی . بنده من . آهای دیوانه در را باز کن من با تو کار دارم .
 خدا همش دارد می کوبد .
 چقدر صدای در زدنش بلند است .
 من " نمی فهمم " که چرا خدا خسته نمی شود .
خدا از بس در را کوبیده در دارد از جاش کنده می شود .
خدا همش می خواهد به قلبم وارد شود . اما من ، آری خود منم ، نمی گذارم که وارد شود .
رفته ام هر چه دم دستم است گذاشته ام جلوی در که مبادا در باز شود و خداوند وارد شود .
 آری خود من ، من بر داشته ام هر چه میز و صندلی و منطق و کتاب و عقیده و مکتب و فرقه و لذت و غم و اندوه و ترانه و خنده و گریه  و کلمه و کلمه و کلمه را ، همه را جوی در گذاشته ام که نتواند . اما خدا دست بردار نیست .
خدا همش به در می کوبد به در می کوبد . من حتی سرم را به دیوار می کوبم که شاید بمیرم و این صدا را نشنوم .
من حتی قلبم را بر می دارم و می روم بالای قله ای و آنرا رها می کنم تا بپاشد از هم ،تا قلبی نباشد تا دریچه ای نباشد برای زدن . من گاهی  یک چیز تیز ( مثل چاقو یا سیخ یا فرهنگ یا تجدد یا مکتب ) را می کنم توی گوشم تا بلکم کر شوم و نشنوم اما خدا که همچنان به در می کوبد .
خدا خیلی به دریچه قلبم می کوبد . خدا گاهی که عصبانی می شود ، آنقدر محکم به در می کوبد که تمام قفسه کتاب هایم را ( همانهایی که پر است از ایدئولوژی و منطق و قانون ) به زمین می افتد و خیلی می ترسم . بعد خدا دستهایش درد می گیرد و می زند زیر گریه . اشک های خدا که زمین می ریزد من ناگهان روحم به تپش می افتد ولیباز هم در را باز نمی کنم
باور کنید من می دانم !
من متوجه هستم .
من دارم می بینم دارم لمس می کنم و حتی می شنوم . درست است من با تمام وجودم "احساس" می کنم
که خدا دارد می کوبد .


پ ن : خدایا تو خودت گفتی که انسان را ضعیف آفریدیم . خدایا مگر این نفهمی و جهالت من از ضعف من نیست . خدایا باور کن من منظوری ندارم . من فقط ضعیفم . خدایا نکند که مرا رها کنی . خدایا نکند که دیگر نکوبی . خدایا من به امید این کوبیدن تو زنده ام . خدایا من ضعیفم . خودت گفتی ...

پ ن 2 : اهدنا الصراط المستقیم . . .

+ نوشته شده در 88/01/12ساعت 1:47 توسط بنده خدا |

دلت را خانه ما كن مصفا كردنش با من ب
ه ما درد دل اهدا كن مداوا كردنش بامن
اگر گم كرده اي اي دل كليد استجابت را
بيا يك لحظه با ما باش پيدا كردنش بامن
بيفشان قطره اشكي ، كه من هستم خريدارش
 بياور قطره اي اخلاص، دريا كردنش بامن
اگر درها برويت بسته شد ، دل برمكن بازآ
طلب كن آنچه مي خواهي مهيا كردنش با من
بيا قبل از وقوع مرگ روشن كن حسابت را
بياور نيك و رد را ، جمع و منها كردنش بامن
چه خوردي روزي امروز ما را شكر نعمت كن
غم فردا مخور تأمين فردا كردنش با من
به قرآن آيه رحمت فراوان است اي انسان ب
خوان آن آيه را تفسير و معنا كردنش با من
اگر عمر گذر كردي ، مشو نوميد از رحمت
تو نام توبه را بنويش امضا كردنش با من ....
+ نوشته شده در 88/01/06ساعت 12:59 توسط بنده خدا |

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول و احوال

حول حالنا الی احسن الحال

 

آمین!

+ نوشته شده در 87/12/24ساعت 9:37 توسط بنده خدا |

سلام به همه !
از آخرین باری که اینجا چیز نوشتم خیلی می گذره !
باور کنید که خیلی گرفتار بودم . منظورم از گزفتاری ، فقط کار نیست . قبول کنید که جزئی ترین مشغله های فکر نمی گذاری آدم حواسش جمع بشه و کار فرهنگی (!) انجام بده . چه برسه به مشکلات اقتصادی و دانشجویی و ... !
به هر حال امروز می خوام چند تا لینک رو به شما معرفی کنم . در مورد خودارضایی .
خودارضایی یکی از عادت ها و انحرافات بسیار زشت جنسی محسوب می شه که با توجه به اینکه من خودم از نزدیک چند نفر رو دیدم که بلا های ناجوری سرشون اومده . برای همین سعی کردم تا اونجا که ممکنه هم خودم توی این وبلاگ و هم از طریق لینک دادن ،بتونم قدم کوچیکی رو برای اطلاع رسانی بردارم .
از خدای مهربون می خوام که همه ی بنده های خودش رو از شر وسوسه های شیطان در امان نگه داره .
من این ترم زیاد واحد بر ندشتم و تا حدودی سرم خلوته ، سعی می کنم بیشتر بیام اینجه !
از زحمات یگانه خانم و سارا خانم هم تشکر می کنم
به امید دیدار

 

http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=62
http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=256
http://porseman.org/showarticle.aspx?id=586

+ نوشته شده در 87/11/11ساعت 15:28 توسط بنده خدا |

از امشب  زنی از میان اهل بیت پیامبر بر می خیزد و رسالت برادر را بر دوش میگیرد

امشب شب دل پاره پاره  شده خواهر است

خواهری که در وداع برادر با دل خونین سیر برادر را نگاه کرد و سر تا پای برادر را بوسه باران کرد

امشب صدای گریه کودکی  می آید که به جای آب لحظه ای آغوش پدر را می خواهد

امشب کودک پدر را صدا می زند ولی از پدر جوابی نمی شنود

امشب شب تنهایی زینب است

امشب شبی است که ما باید فکر کنیم اگر ما در زمان زینب سلام الله علیها و آن زنان و کودکان غریب   بودیم  از آن دسته ای بودیم بر تن بی سر ما میگریستند یا از آن دسته ای که از شدت شرم نتوانستند بر چهره زینب نگاه کنند چون برادر زینب را تنها گذاشتند

امشب شاید زینب (س) به من و تو نگاه میکند که آیا ما مانند مردم کوفه امام عصرمان را تنها خواهیم گذاشت و دوباره درد دیگری را بر دل  زینب اضافه میکنیم؟

خجالت می‌کشم از تو...


 *می‌خوام یه قطره از دریا

لبامو تر کنه اما

خجالت می‌کشم از تو

تو گفتی می‌گذری از من

ولی با این همه حرفا

خجالت می‌کشم از تو...

نه من دنیا،نه تو فردا

عطش گریه،روز و شب‌ها

خجالت می‌کشم اما

تو اون بالا سر نیزه

چه کردی با دل تنها...

دل تنها،دل خواهر

دل غم دیدۀ پر پر

دل ویرون و ویرون‌تر

خجالت می‌کشم از تو

خجالت می‌کشم از تو

خجالت از تو

خجالت از تو و زهرا

آخه اینجا یکی می‌گه

دلش تنگ واسه بابا

دل تنها

دلش تنگ واسه بابا...

*این ترانه رو آقای محمد علیزاده خوندن . ترانه سراش هم فرزاد حسنی هستن

گفتم بگم تا حفظ امانت شده باشه

 

+ نوشته شده در 87/10/18ساعت 21:51 توسط یگانه . ق |

اي حسين
اي آنکه مظهر عشقي
من روسياهم که هنوز هم چيزي از تو نمي دانم
اما
خدا مي داند وقتي که نامت را صدا مي کنم
چيزي در اعماق جانم تکان مي خورد
تو
خوب تريني
اي خوب من
به خدابگو
که بنده اي گناه کار
اينجا دست و پا مي زند و به خود مي پيچد
به خدا بگو
که اين بنده هيچ از خود ندارد ؛ از آبرو
اي حسين من
اي خوب ترين خوبان
تو
با دستان خودت
دست مرا بگير و دست هايم را در دستان خدا گذار
+ نوشته شده در 87/10/11ساعت 23:41 توسط بنده خدا |

بشنو فریادم را وقتی که فریاد می زنم

و بمن رو کن

وقتی که

مناجاتت می کنم .

من به درگاهت گریختم

و در برابرت ایستادم

و بیچارگیم را بتو عرضه داشتم

و در وادی گرم و نورانیت قرار گرفتم

و گریستم

و امیدوارم به آنچه نزد توست از بی نهایت ها ؛

و تو می دانی من چه در دل دارم و تویی آگاه از حاجاتم .

تو درونم را می فهمی و پنهان نیست بر تو وضع دنیا و آخرتم .

معبودا !

 هر که به تو پناه آورد ، واگذاشته نشود و هر که تو رو کنی به وی ، آزاد است

معبودا !

 هر که به تو راه پوید ، آزاد است

 

+ نوشته شده در 87/09/22ساعت 20:43 توسط بنده خدا |

and let those who cannot find a match keep chaste till Allah give them independence by His grace

+ نوشته شده در 87/09/16ساعت 18:3 توسط بنده خدا |

دوست نزدیک تر از من به من است     وین عجب تر که من از وی دورم

چه کنم با که توان گفت که دوست      در  کنار   من  و من    مهجورم

 

 

پی نوشت :

خدا کجاست ، اصلاً وجود داره ؟

این سؤال رو وقتی مامانم داشت نماز می خوند ازش پرسیدم

مامانم گفت : آره پسرم. خدا توی قلب آدماست . خدا همه جا هست .

اون موقع 6 سالم بود

وقتی مامانم بهم گفت ، خوشحال شدم . اون شب تا موقع خواب ، هیچ حرفی نزدم . فقط دستمو گذاشته بودم روی قلبم ، تا اینکه خوابم برد .

صبح فرداش هوا سرد بود ، سرویس کودکستان رفته بود .خونمون از کوذکستان دور بود .  چشمام خیس بود . دستهام روی قلبم ......

+ نوشته شده در 87/09/07ساعت 21:34 توسط بنده خدا |

تو خیابون که قدم میزنی آدمایی رو می بینی که از دور میان بهت نزدیک میشن از کنارت میگذرن و دوباره دور میشن احساس بدی بهت دست میده انگار تو همه رو می شناسی ولی هیچ کس تو رو نمیشناسه دلت میگیره که همه آدما رنگ و بوی عبورو دارن. انگار همه آدما و ارتباطشون یه توهمه . یاد این حرف انیشتین میفتم که  میگه : واقعیت توهمیه که زیاد ایستادگی کرده . تمام این دنیا پره از اومدنا و رفتنا و ارتباطا و دل بستنایی که واقعیت دارن با خودم میگم پس دنیا هم با این همه جلوه و زرق و برقش یه توهمه . چقدر دردناکه ! به این دنیا با همه تلخیا و شیرینیاش دل می بندی بعد فرض کن یه نفر بیاد بهت بگه از این دلبستگی ضرر کردی چون  همه اینا توهم بود انگار یه پارچ آب یخ ریختن رو سرت .وقتی فکرشو میکنی دوست داری از این واقعیات فرار کنی . دلت نمیخواد به چیزایی که صرفا  وجود داره نزدیک بشی .دنبال چیزی یا کسی میگردی که علاوه بر وجود داشتنش درست و موندگار باشه .دنبال چیزی یا کسی که حقیقت داشته باشه نه واقعیت .دنبال همون که مثل آدمای خیابون نباشه که اول  بهت نزدیک بشه بعدشم ازت فاصله بگیره دنبال همون که همیشه با توئه و بهت نزدیکه .همون که هر کاری که بکنی و هر جا که باشی باهاته . تو رو می بینه . محدود به مکان و زمان نیست که این جا باهات باشه و اونجا نباشه . الان پیشت باشه و فردا یه جای دیگه باشه  وقتی دنیا داره بهت نزدیک میشه و روی خوش بهت نشون میده اون باهاته و وقتی همین دنیا ازت فاصله میگیره و ازت دور میشه بازم بهت نزدیکه و صداتو می شنوه این موجود دیگه به رنگ توهم نیست . فانی نیست . باطل و نابود شدنی نیست  .این موجود حقیقت محضه و حق و حقیقت همیشه پا برجاست

کاش همیشه یادم باشه که حق نزد حضرت حقه و هممون یه روزی به سوی خودش برمیگردیم .به سوی او که باقیست

+ نوشته شده در 87/09/07ساعت 1:45 توسط یگانه . ق |

http://manminevisad.blogfa.com/post-7.aspx

+ نوشته شده در 87/09/03ساعت 21:24 توسط بنده خدا |

وعده داديم كه اصولی را كه " اخلاق نوين جنسی " بر روی آنها پايه‏گذاری‏ شده است تحليل و انتقاد كنيم . ولی به نظر می‏رسد ، قبل از بيان انتقادات طرفداران اين سيستم اخلاقی ، نسبت به اخلاق كهن جنسی و بيان مواد جديدی كه در زمينه اصلاح اخلاق جنسی‏ پيشنهاد می‏كنند ، انتقاد از اصول نامبرده چندان مفيد نخواهد بود . ممكن است افرادی كه اطلاع كافی ندارند طرح مباحث بالا را چندان لازم و مفيد ندانند اما به نظر ما بحث در اين گونه مسائل در اجتماع حاضر بسيار ضرورت دارد ، نه تنها از آن جهت كه افكار فلاسفه و مفكرين معروف و مشهوری را به خود جلب كرده است ، بلكه از آن نظر كه اين افكار در ميان‏ طبقه جوان در حال پيشرفت و توسعه است ، و چه بسا جوانانی هستند كه سرمايه فكريشان وافی نيست كه به‏ بررسی منطقی اين مسائل بپردازند ، ممكن است شخصيت و شهرت صاحبان اين‏ افكار آنها را تحت نفوذ و تأثير خود قرار دهد و عقيده پيدا كنند كه اين‏ سخنان صد در صد مطابق با منطق است . به نظر ما ضرورت دارد خوانندگان محترم را در جريان بگذاريم و آگاه‏ كنيم كه افكاری كه در اين زمينه از غرب برخاسته و جوانان ما تازه با الف بای آن آشنا شده‏اند و احيانا تحت عنوانهای مقدسی نظير " آزادی " و " مساوات " با جان و دل ، آنها را می‏پذيرند به كجا منتهی می‏شود ؟ آخر اين خط سير كجا است ؟ آيا اجتماع بشر ، قادر خواهد بود در اين مسير گام بردارد و راه خود را ادامه دهد ؟ يا اينكه اين كلاهی است كه برای سر بشر خيلی بزرگ است . اين راهی است كه ادامه دادن آن جز فناء بشريت‏چيزی در بر ندارد ؟

مدعيان اصلاح اخلاق جنسی ادعا می‏كنند كه اخلاق كهن جنسی علل و اسباب و سرچشمه‏هائی داشته است كه اكنون از ميان رفته يا در حال از ميان رفتن‏ ست ، اكنون كه آن علل در كار نيست ، دليل ندارد كه ما باز هم اين‏ سيستم اخلاقی را كه احيانا توأم با خشونت هم بوده است ادامه دهيم . بعلاوه اموری كه منشأ پيدايش اين اخلاق شده جرياناتی جاهلانه و يا ظالمانه بوده است كه با آزادی و عدالت و حيثيت ذاتی انسانی منافات‏ دارد ، عليهذا به خاطر انسانيت و عدالت هم كه باشد بايد با اين اخلاق‏
مبارزه كرد . می‏گويند اخلاق كهن جنسی را امور ذيل به وجود آورده است : مالكيت مرد نسبت به زن ، حسادت مردان ، كوشش مرد برای اطمينان به پدری خود ،اعتقادات مرتاضانه و راهبانه به پليدی ذاتی رابطه جنسی ، احساس پليدی‏ زن نسبت به خود به واسطه عادت ماهانه زنانه ، و پرهيز مرد از او در اين‏ مدت ، مجازاتهای شديدی كه زن در طول تاريخ از ناحيه مرد ديده است ، و بالاخره عوامل اقتصادی كه زن را همواره نيازمند به مرد می‏كرده است .

اين علل و اسباب چنانكه واضح است يا ريشه تعدی و ستمگری دارد و يا از خرافات ناشی شده است و شرائط محدود زندگی آن وقت‏ چنين ايجاب می‏كرده است . اكنون كه مالكيت مرد نسبت به زن از ميان‏ رفته است ، اطمينان پدری را از راه استفاده از داروهای ضد آبستنی كه دراثر پيشرفت طب پيدا شده ، بدون بكار بردن روشهای خشونت آميز قديم‏ می‏توان بدست آورد ، عقايد مرتاضانه و راهبانه بسوی زوال و نيستی می‏رود ، احساس پليدی عادت زنانه را با بالا بردن سطح معلومات ، و تفهيم اينكه‏ يك عمل ساده وظايف الاعضائی بيش نيست می‏توان از بين برد ، دوران آن‏مجازاتهای سخت و شديد هم ديگر سپری شده است ، عوامل اقتصادی كه زن را اسير می‏كرد ديگر وجود ندارد و زن امروز استقلال اقتصادی خود را باز يافته‏ است ، بعلاوه دولت تدريجا دستگاههای خود را بسط می‏دهد و زن را در ايام‏ بارداری و زايمان و شيردادن تحت حمايت خود قرار می‏دهد و او را از مرد بی نياز می‏كند و در حقيقت دولت جانشين پدر می‏شود . حسادتها را با تمرينهای اخلاقی بايد از ميان برد و با وجود اينها ديگر لزومی ندارد ما همچنان به اين اخلاق كهن بچسبيم.

اين است انتقادات و خرده‏گيريهائی كه بر اخلاق كهن جنسی گرفته می‏شود و اين است دلائلی كه ايجاب می‏كند حتما رفورمی در اين بخش‏ از اخلاق بشری صورت گيرد . اكنون ببينيم چه موادی در اين سيستم اخلاقی پيشنهاد می‏شود ، البته از اول بايد توجه داشته باشيد كه همه اين مواد اصلاحی بر محور شكستن قيود كهن‏ و رفع منعها و محدوديتهای قانونی گذشته می‏چرخد . اولين موضوعی كه مورد توجه قرار گرفته است كاميابی آزادانه زنان و مردان از معاشرت‏های لذت بخش جنسی است و به عبارت ديگر آزادی عشق‏ است ، می‏گويند زن و مرد نه تنها قبل از ازدواج بايد از معاشرتهای لذت‏ بخش آزادانه جنسی بهره‏مند باشند ، بلكه ازدواج نيز نبايد مانعی در اين‏ راه بشمار آيد ، زيرا فلسفه ازدواج و انتخاب همسر قانونی اطمينان پدر است به پدری خود نسبت به فرزندی كه از زن معينی بدنيا می‏آيد ، اين‏ اطمينان را با بكار بستن داروهای ضد آبستنی كه مخصوصا پيشرفت طب امروز آنها را به بشر ارزانی داشته است می‏توان بدست آورد . بنابراين هر يك‏ از زن و مرد می‏توانند علاوه بر همسر قانونی ، عشاق و معشوقه‏های فراوانی‏ داشته باشند ، زن مكلف است كه در حين آميزش با عشاق خود از داروی ضد آبستنی‏ استفاده كند و مانع پيدايش فرزند او گردد ، ولی هر گاه تصميم گرفت كه‏ صاحب فرزند گردد الزاما بايد از همسر قانونی خود استفاده كند . " كمونيسم جنسی " تنها از آن نظر قابل عمل نيست كه رابطه نسلی را ميان پدران و فرزندان قطع می‏كند ، بشر از اعتماد نسلی نمی‏تواند صرف نظر كند ، هر پدری می‏خواهد فرزند خود را بشناسد و هر فرزندی می‏خواهد بداند از كدام پدر پيدا شده است . فلسفه ازدواج و انتخاب همسر قانونی همين است و بس ، اختصاص جنسی را به همين اندازه بايد محدود كرد ، و با تأمين رابطه نسلی به وسيله فوق‏ موجبی برای تحديد بيشتر وجود ندارد . برتراند راسل می‏گويد : " جلوگيری وسائل ( وسائل ضد آبستنی ) توليد نسل‏ را ارادی كرده و آنرا از صورت يك نتيجه اجتناب ناپذير روابط بيولوژيك‏ ( توليد قهری فرزند در اثر آميزش ) بيرون آورده است . به دلائل متعدد اقتصادی كه در فصول پيش شرح داديم ، محتملا پدر برای تربيت و اعاشه‏ اطفال كمتر اهميت خواهد داشت ، بنابراين دليلی نيست كه مادری برای‏پدری اطفال خود همان مردی را انتخاب كند كه خاطرش را برای عاشقی و رفاقت می‏خواهد . " مادر " آينده ممكن است شانه از زير اين تعهد خالی كند بدون آنكه‏ لطمه‏ای بسعادت او وارد شود . برای مردان ، انتخاب مادر اطفال خود از اين هم آسان‏تر و ساده‏تر خو اهد بود . كسانی كه مانند من معتقدند كه روابط جنسی فقط هنگامی مسئله اجتماعی و ( قابل تجديد ) محسوب می‏شود كه طفلی به‏ وجود آيد بايد مثل من اين دو نتيجه را بگيرند : اولا عشق بدون بچه آزاد است ( و ثانيا ) ايجاد اطفال بايد تحت مقرراتی شديدتر از آنچه امروز هست قرار گيرد "  . راسل " بعدا به حل يك مشكل اجتماعی ديگر نيز می‏پردازد و آن مشكل‏ بهبود نژاد بشر است . می‏گويد وقتی روابط جنسی بر اين اساس قرار گرفت ، اجتماع می‏تواند فقط به زنان و مردان معينی كه از لحاظ شخصی و ارثی واجد شرايطی باشند اجازه توليد نسل بدهد ، آن زنی كه پروانه توليد نسل دارد از مردانی كه از لحاظ ارثی ارجح شناخته شوند برای تخم گيری و توليد نسل‏ استفاده می‏كند ، در حالی كه مردان ديگری كه عشاق خوبی خواهند بود از حق‏پدری محروم خواهند بود .
راسل كم كم به گفته‏ها و پيشنهادهای خود جنبه اخلاقی نيز می‏دهد و به‏اندرز و موعظه می‏پردازد ، چون معتقد است يكی از ريشه‏های اخلاق جنسی كهن‏ حسادت است ، مردان و زنان را به ترك حسادت توصيه می‏كند ، می‏گويد : " در طريقی كه من پيشنهاد می‏كنم راست است كه زوجين را از وفاداری نسبت‏ به يكديگر مبری می‏دارم ، اما در عوض تكليف دشوار منكوب كردن حسادت را به عهده‏شان می‏گذارم ، يك زندگی هشيارانه بدون تسلط بر نفس غير ممكن‏ است ، در اين صورت بهتر است يك احساس شديد و مزاحم را چون حسادت‏ تحت انتظام درآوريم و نگذاريم مانع نمو عمومی احساسات عاشقانه بشود ، اشتباه اخلاق قديمی در آن نيست كه كف نفس را توجيه می‏كند بلكه در آن‏ است كه در مورد استعمال آن اشتباه می‏نمايد " ( مقصود راسل اين است كه‏ قدما از لحاظ اخلاقی به كف نفس توصيه می‏كردند ، من نيز به كف نفس‏ توصيه می‏كنم ، اما نظر قدما در كف نفس بر اين بود كه غريزه جنسی محدود گردد و نظر من به اين است كه جلو حسادت در امر جنسی كه نامش را غيرت گذاشته‏اند گرفته شود مردان آنگاه كه با عشقبازيهای همسران خود مواجه می‏شوند و احساس ناراحتی می‏كنند بايد كف نفس و اغماض كنند ، مزاحم آنها نشوند بلكه از آن مرد بيگانه كه همسر محبوب آنها را خوشحال و مسرور كرده‏اند شكرگذار باشند ) . هم او می‏گويد : " ايجاد فرزندان بايد فقط در ازدواج صورت گيرد وروابط بيرون از ازدواج به وسائل مختلف خنثی گردد ، و شوهران هم نسبت به‏ عشاق همانقدر غمض عين داشته باشند كه شرقيان نسبت به غلامان خنثی ( مقصود غلامان اخته و خواجه سرايان است ) داشتند ، اشكال اساسی اين طريق ، اطمينان اندكی است كه به وسائل ضد آبستنی از يك طرف و صميميت زنان از طرف ديگر ( كه از عشاق خود باردار نشوند و به ريش شوهر نبندند ) می‏توان‏ داشت اما اين اشكال با مرور زمان كاهش خواهد يافت " .
رفورم و اصلاح ! به همين جا خاتمه پيدا نمی‏كند ، موضوعات ديگری نظير ستر عورت ، ممنوعيت ازدواج با محارم ، نشر صور قبيحه ، استمناء ، تمايل‏ به هم جنس ، سقط جنين ، آميزش در ايام عادت و امثال اينها نيز مورد بحث قرار می‏گيرد . بعضی از اين موضوعات از قبيل لزوم ستر عورت و منع‏
نشر صور باصطلاح قبيحه صريحا مورد انتقاد قرار گرفته و بعضی ديگر از قبيل استمناء از حوزه اخلاق خارج دانسته شده‏ است و در قلمرو طب بشمار آمده است ، احيانا از نظر طبی اگر غير مجاز شناخته می‏شود كسی كه بسلامت خود علاقمند است آنرا ترك می‏كند ، به هر حال‏ نمی‏تواند ممنوعيت اخلاقی داشته باشد ! اكنون نوبت آن است كه ما اصول اساسی و اركان اصلی اين سيستم اخلاقی را كه قبلا بيان كرديم دقيقا بررسی كنيم ، سپس فلسفه اخلاق جنسی اسلامی را كه‏ با اخلاق جنسی قديم و جديد غرب مغاير است توضيح دهيم ، تا يك بار ديگر روشن شود يگانه مكتبی كه صلاحيت رهبری بشر را دارد اسلام است ، و هم روشن‏ شود كه كار غرب در فلسفه اجتماعی به هذيان و پريشانگوئی رسيده است ، وقت آن است كه غرب مانند همه زمانهای ديگر ، با همه تقدمی كه در علوم‏ و صنايع دارد ، فلسفه زندگی را از شرق بياموزد .

 قسمت اول مقاله را از اینجا بخوانید

** برگرفته از کتاب اخلاق جنسی نوشته ی استاد مطهری

+ نوشته شده در 87/09/01ساعت 19:44 توسط بنده خدا |