
يک خطيب سرشناس با بیان اینکه صدا وسيماي ما اگر به صورت علني مردم را به گناه دعوت ميكرد، اشكالش كمتر از اين بود كه اكنون براي گناه زمينهسازي ميكند، افزود: سن علاقه دختران و پسران در جامعه ما كه مظاهر علني فساد مشخص نيست به شدت پايين آمده و اين صرفا مرهون زحمات دوستان در صداوسيما است.
به گزارش رجانيوز، حجت الاسلام عليرضا پناهيان که در اولين گردهمايي سراسري مجامع وبلاگنويسي سخن مي گفت، با اشاره به مباحث فرهنگي و لزوم هوشياري مردم در مقابل توطئههاي عوامل ضد فرهنگي، اظهار داشت: چندي پيش آخرين نفسهاي ضديت با ايمان و معنويت زده شد البته من سال يا مقطع خاصي مدنظرم نيست اما امروز ايمان و معنويت حرمت و قداست يافته است.
وی با اشاره به اینکه برخي عناصر فرهنگي حساسيت خود را نسبت به خطرات زمانه از دست دادهاند، عرصه فرهنگ را نيازمند مديريت دانست كه فراتر از تجربه، سليقه، و سلامت نفس است.
وی اظهار داشت: اكنون دشمن ديگر نميتواند جلوي گرايش معنويت رابگيرد پس به دنبال انحراف آن است و اكنون در دوره ما ديگر هيچ كس به مقابله علني با دين برنميخيزد چون نتيجه آن را تجربه كردهاند و به همين جهت روشهاي مقابله كنوني آنان از همه خطرناكتر است.
وي با ذکر نمونه اي در اين زمينه ادامه داد: فروپاشي بنيان خانوادهها براي صهيونيستها بسيار مهم است و توليدات اكثر كارگردانان و نويسندگان ما به گونهاي است كه انگار از خانوادههايي بيرون آمدهاند كه فقط در آن دعوا بوده است و بدين ترتيب رسانه براي عدم پذيرش احكام ديني بسترسازي ميكند. بعد مي گويند صداوسيما كه حرامي را حلال نكرده است!
وی خاطر نشان کرد: برخي كارشناسان ما به جاي آنكه ابرو را درست كنند چشم را در ميآورند و اين در اكثر برنامهها مشهود است. مي گويند كدام برنامه، ميگوييم بگرديد در كدام برنامه نيست. در يك فيلم توبه را به لجن مي كشند و مذهبي هاي ما غافل هستند و در فيلم ديگر براي اينكه ارتباط مرد با يك زن ديگر را تقبيح كنند، بي احترامي مادر به پدر را تبليغ مي كنند.
پناهیان با بیان اینکه صدا وسيماي ما اگر به صورت علني مردم را به گناه دعوت ميكرد، اشكالش كمتر از اين بود كه اكنون براي گناه زمينهسازي ميكند، افزود: سن علاقه دختران و پسران در جامعه ما كه مظاهر علني فساد مشخص نيست به شدت پايين آمده و اين صرفا مرهون زحمات دوستان در صدا و سيما است.

این خطیب سرشناس با اشاره به اینکه اكنون در كشور ما اگر يك فرد ده سال كار فرهنگي كند، به عنوان عنصر فرهنگي شناخته ميشود و ما اكنون با خيل عظيم و لشكري از عناصر فرهنگي كه هوشمندي خاصي براي زمانشناسي ندارند مواجه هستيم، تصریح کرد: اكثر عناصر فرهنگي ما دشمنان مدرن را نميشناسند و آگاهي و آشنايي حساب شده با نيازهاي زمانه در مديريتهاي فرهنگي وجود ندارد.
ان الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق سماوات و الارض ربنّا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النّار



با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذكر و مؤنث در جامعه ما ، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده كرد كه هریك از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین كننده رفتار ، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش،و تراز فرهنگی انسان دارد . دسته های مهم در برخوردهای بین دودختر و پسرعبارتند از:
سوال: چرا بعضى اوقات دچار اشتباه و گناه مى شوم؟
علماى اخلاق مى گويند: منشا و انگيزه ى گناهان ، سه قوه است : قوه شهويّه، قوه غضبيّه، قوه وهميّه .
قوه شهويّه ، انسان را به افراط در لذت خواهى نفسانى ، مى كشاند، كه سرانجامش ، غرق شدن در فحشا و زشتى ها است .
قوهّ غضبيّه ، انسان را به ظلم، طغيان، آزار رسانى و تجاوز، وادار مى كند.
قوهّ وهميّه ، برترى طلبى، انحصار جويى، تكبر و روح خودخواهى را در انسان زنده مى كند و او را به گناهان بزرگى وارد مى نمايد.
به اين مثال توجه كنيد: آب ، در عين حال كه مايه ى حيات تمامي جانداران از انسان، حيوان و گياه مى باشد، اگر مهار نشود به صورت سيلابي جريان مي يابد و باعث نابودي حيات بشر مي شود ؛ بنابراين حتي اين پديده حيات بخش نيز نياز به سد سازي و مهار دارد و در صورتي براي بشد مفيد خواهد بود كه به هنگام نياز در كانال كنترل شده خاصي قرار گيرد و از دريچه مخصوصي، به مقدار نياز، جريان يابد، در غير اين صورت طغيان مي كند و ديوانه وار به باغ ها و كشتزارها و خانه ها سرازير شده و همه را ويران خواهد ساخت.
در مورد انسان نيز، نيروى غضب براى دفاع و شهوت براى بقاى نسل لازم است ، ولى اگر اين دو غريزه بر اثر افسار گسيختگى طغيان كنند، موجب بروز جنايات ويرانگر و انحرافات جنسى و بى عفتى خواهند شد.
در نتيجه اگر بخواهيم جامعه را از لوث گناه پاك سازيم ، و يا وجود خويش را از آلودگى گناه ، حفظ كنيم ، راهي جز كنترل و تعديل غرايز و تمايلات نفسانى نداريم .
(( اي داوود اگر روي گردانان از من چگونگي انتظارم براي آنان ، مدارايم با آنان و
اشتياق مرا به ترك معصيت هايشان مي دانستند ، بدون شك از شوق آمدن به سوي من مي مردند و بند بند وجودشان از محبت من ازهم مي گسست )) *
..............................................
* ميزان الحكمه ، ج4 ، ص 2797
آدمی در 2 جنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس به یکدیگر را در نهاد آنها سرشته است طبیعت انسان، عرف جامعه و شریعت اسلام هم بر این گرایش صحه گذاشته و آن را به عنوان بدیهی ترین اصل فطرت پذیرفته است؛ اما ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج چگونه و حد و حدود آن کدام است؟ مبنای این ارتباط چیست و چگونه می توان حد و مرز آن را تعیین کرد. باید بدانیم مبنای ارتباط دختر و پسر از نظر دین اسلام چیست.
پیامبر اكرم (ص) می فرماید:
" مؤمن ، شوخ و لبخند بر دهان است و منافق بد خلق و گره بر ابرو."
امروزه ضرب المثل ایرانی "خنده بر هر درد بی درمان دواست " مصداق كاملاً علمی پیدا كرده است.
دانش پزشكی در قرن حاضر به وضوح می داند، اشخاصی كه اصطلاحاً یك لب و هزار خنده گفته می شوند، نسبت به آنان كه به اصطلاح با خودشان نیز قهرند و نسبت به زندگی بد بین و عبوس هستند، بسیار كمتر دچار بیماری های جسمی و روانی می شوند.
به این ترتیب هر عاملی كه شادابی را به انسان هدیه كند، در واقع به سلامتی جسم و روان او كمك كرده است. اما نكته بسیار مهمی كه دانش طب به بشر آموخته است، این مطلب است كه شادابی و افسردگی انسان پیش از آنكه تحت كنترل و اراده او باشد، زیر فرمان تغییرات مواد شیمیایی در سلسله اعصاب مركزی انسان است.
از جمله این مواد شیمیایی " دوپامین " را می توان نام برد که افزایش آن در بدن سبب می شود، انسان بدون اراده دچار ناراحتی گردد و كاهش این ماده نیز سبب شادی غیر ارادی انسان خواهد شد.
به عنوان مثال، عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبحگاهی، كه حالت شدید آن به عنوان ملانكولی یا همان مالیخولیا ( افسردگی درون زاد صبحگاهی) شناخته می شود، در اثر تغییرات و كم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی به وقوع می پیوندد.
از دیگر مواد شیمیایی داخل بدن كه به طور غیر ارادی سبب شادی انسان می شود و به او شعف و نشئه بی نظیر می بخشد ، ماده ای به نام “ كورتیزول " است كه میزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهی به شدت افزایش می یابد و در صورت بیدار بودن انسان در این ساعات، لذت و شعف سرمست كننده ای به او دست می دهد كه بی شك بر زندگی او در تمام طول روز تأثیر گذار است.
در اشعار خواجه شیرین سخن شیراز، حضرت حافظ، موارد بسیاری را می توان یافت که نشان می دهد به سرخوشی و شادابی سحرگاهی و تأثیر آن در زندگی انسان توجه شده است.
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
ضرب المثل ایرانی مشهور كه منسوب به بزرگمهر می باشد، یعنی: "سحر خیز باش تا كامروا باشی" نیز اشاراتی نغز به تأثیر بیداری صبحگاهی بر زندگی شادكامانه و سعادت آمیز دارد.
به این ترتیب واضح است، امر واجب نماز صبح با ارزانی داشتن بیداری صبحگاهی به انسان، تقدیم كننده شادابی به جسم و روان او می باشد و یك نتیجه مهم این شادابی، سلامت جسم و روان خواهد بود .
زندگي يعني شاد بودن .
يعني به دنبال شادي گشتن و به دنبال بي نهايت شادي بودن
بايد با چشمان باز بنگري كه كدام راه و كدامين شادي بي نهايت تر است .
بايد براي شاد بودن به خدا پناه برد .
بايد خدا را التماس كرد ! گريه كرد به درگاهش كه ما را در اين گند زار شاد
نمايان غم زده ، رها نكند .
خداوند بزرگتر است از هر آنچه كه شاد است يا ناراحت .
اين خداست كه شادي را آفريده پس هم اوست كه بهتر از هر كسي مي
داند كه شادي را چطور مي توان كسب كرد .
خدا يا !
مرا شاد كن !
كاري كن وقتي كه اسمت را صدا مي زنم از شدت خوشحالي و شوق
ذرات وجودم به وجد آيد و اشك شوق چونانكه در هنگام حسرت از
ديدگانم مي باريد ، بلكه صد بار بيشتر سرازير شود .
خدايا ني دانم كه چطور و با چه زباني و با كدام قدرت اين را بگويم ولي به خودت قسم :
من دوستت دارم

گاهي وقتها انگار حوصله ي خدا را نداريم . مثلاً پس از يك هفته كه گناهي نمي كنيم يا خطايي مرتكب نمي شويم ، كم كم حوصله نداريم نماز بخوانيم يا كمي پيمانمان با خدا سست مي شود . تا آنجا كه بار ديگر در منجلاب گناه فرو مي رويم . براستي دليل اين اتفاقات چيست . مگر نه اين است كه انسان خدا را با تمام وجود حس مي كند و مي داند كه خدا را دوست دارد و خدا نيز همواره نظاره گر اوست .
آيا شيطان مانع پاكي انسان است ؟ چرا ؟ به چه حقي شيطان ما را اينطور نابود مي كند ؟ چه كنيم كه گرفتار شيطان نشويم ؟ اصلاً اين شيطان چيست ؟ از كجا بايد بفهميم كه چطور شيطان ما را گول مي زند ؟
خدايا !
تو خودت مي داني و آگاهي كه دوستت دارم . مي داني كه عاشقانه اسمت را صدا مي زنم . پس خودت به ما نيرو بده ؛ حوصله بده تا آنچنان كه شايسته ي توست تو را عبادت كنيم .
خدايا ! به ما كمك كن كه در برابر لذت گناه مقاومت كنيم خدايا لذت پاك بودن را به ما بچشان !

خطر و زيان انحرافات جنسى مخصوصاً «استمنا» MASTURDATIONكه گاهى به تناسب يك افسانه تاريخى «اونانيسم» نيز ناميده مى شود. اگر چه غير قابل انكار است، زيرا به زودى شكل «اعتياد» به خود مى گيرد، اعتيادى ريشه دار و كشنده دارد تا آن جا كه گاه در يك روز چندين بار دامان مرتكبين خود را آلوده مى سازد،و حتّى طبق اعتراف صريح بعضى از مبتلايان گاهى كارشان به جايى مى رسد كه تنها با «تصوّر و فكر»! بدون هيچ گونه عمل ديگر مايع مخصوص از آنها دفع مى گردد.