خدا داره نیگات می کنه داره امتحانت می کنه . داره تو رو می سنجه . که چن مرده حلاجی ؟
ببین مگه تو چی از بقیه کمتر داری . خب اینهمه وقت گناه کردی اینهمه وقت بی حجاب بودی اینهمه وقت نماز نخوندی . بیا یه هفته مثل بچه آدم تمام این کارا رو انجام بده . فقط یه هفته . تأثیرش رو هم ببین .
شاید بگی که نماز رو قبول نداری شاید بگی چه معنی می ده آدم دلا راست بشه و یه سری جملات رو به عربی بگه
ولی اتفاقاً فایده داره . خوب حتماً فایده داشته که اینهمه توی دین بهش تأکید کردن . ببین وقتی می گن ستون دین نمازه این شوخی نسیت . شوخی نیست وقتی که می گن سایر عبادت های انسان وقتی قبول می شه که نماز قبول بشه .
یه خورده باخودت فکر کن . ببین دیگه دوباره زندگی نمی کنی . همین یه باره .
هر کاری راهی داره . خب اگه به یه سری چیزا ایمان نداری مشکل از خودته .
وقتی به نماز ایمان نداری ، دلیل نمی شه که دیگه نمازو ول کنی و ادای روشن فکرا رو در بیاری و بگی نماز مال آدمای متحجره .
خب برو تحقیق کن . ببین چرا نماز خوبه . اصلاً تا حالا به معنای کلماتی که توی نماز گفتی توجه کردی . خودت باید بگردی ببینی معنای حقیقی نماز چیه . این زندگی توئه . این سر نوشت توئه .
خدا داره نیگات می کنه داره امتحانت می کنه . داره تو رو می سنجه . که چن مرده حلاجی


برخوردار باشی .
2 – انتظار نداشته باش همیشه همه چیز مطابق میلت باشد .
3 – از هیچ کس توقع نداشته باش .
4 – قبل از مطمئن شدن در مورد هیچ چیز قضاوت نکن .
5 – در زندگی هدف و تلاش داشته باش .
6 – با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با خودت
رفتار شود .
7 – اندوه روز نیامده را به روز آمده ات نیفزا .
8 – شکست را به تجربه معنی کن .
9 – به قدر توان تلاش کن و بقیه را به خدا بسپار .
10 – هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن چرا که تو
چیزهایی داری که دیگران در حسرت آن هستند .
11 – قلبت را از نفرت خالی کن .
12 – به خاطر اشتباهات گذشته خود را سرزنش نکن .
13 – به هیچ کس جز خدا امید نداشته باش چرا که دل بستن
غیر از خدا سرانجام ناراحتی را به دنبال دارد .
یک نامه ، یک قطره اشک !
«مى خواهم خون گريه كنم امّا قطره اشكى مژگان مرا مرطوب نمى كند؟
مى خواهم فرياد بكشم امّا آه هم از سينه بر نمى خيزد.
مى خواهم بينديشم امّا به چه چيز؟ به كدام بدبختى و نافرجامى؟ مگر مغز انديشمندى هم در برابر اين ناملايمات برجا مى ماند؟!
بيچاره و تنها، ويلان و سرگردان، هراسان و بيمناك از آنچه هستم و خواهم بود، متنفر از همه كس و همه چيز و از اين محيط آلوده و ننگين!
راه پيشگيرى افراد غير آلوده، و درمان آلوده ها!
در بحث گذشته با ذكر چند نمونه زنده ديديم كه چگونه انحرافات جنسى و اعتياد به پاره اى از آنها مى تواند جوانان را به صورت موجودى زبون، ناتوان، مأيوس عقب مانده، و بيمار درآورد، و تا سرحدّ «جنون» و «مرگ» پيش ببرد.
بدبختانه در عصر ما كه بعضى آن را «عصر مسائل سكسى» نام نهاده اند، بسيارى از نويسندگان بى هدف سعى دارند انحرافات جنسى جوانان را كوچك و كم اهميّت جلوه دهند، و گاهى براى خوشايند بعضى از منحرفان آن را يك ضرورت زندگى و از لوازم دوران جوانى معرّفى نمايند!!
دسته اى هم كه مى دانيم و مى دانيد دامن زدن به اين مسأله را وسيله «كاسبى نامشروع» خود ساخته، و براى پيدا كردن سوژه هاى داغ جنسى و تهيه عكس هاى تحريك آميز، زمين و زمان را زير پا گذارده، و از هيچ دروغى هم پروا ندارند!
مثلا در يكى از مجلاتى كه به نام «زنان» انتشار مى يابد اخيراً خبر به اصطلاح تكان دهنده اى كه به قول نويسنده مجلّه سراسر اروپا را در بهت و حيرت فرو برده بود (و شايد دامنه آن نيز به زودى به كرات ديگر كشيده شود!) درج شده بود و آن اين كه اخيراً زنى در يكى از جرايد اعلان كرده است كه براى شوهرش معشوقه پيدا مى كند!!...
آنهاامثال اين خبر را كه به احتمال قوى ساخته و پرداخته خود يا همكارانشان است به عنوان يك وسيله مؤثّر تبليغاتى براى بالا بردن تيراژ مجله خود انتخاب مى كنند؟ حال نشر اين گونه اخبار آن هم با آن آب و تاب، چه اثرى جز ننگ و فساد مى تواند براى اجتماع داشته باشد، اصلا براى آنها مطرح نيست
بدبختى منحصر به اينها نيست، حتى بعضى از به اصطلاح جامعه شناسان و روانشناسان و پزشكان هم از اين «موج جنسى»! بر كنار نمانده و كوشش دارند آن را طبيعى و بى ضرر جلوه دهند.
عدّه اى هم كه معتقد به عواقب شوم و دردناك اين بى بندوبارى هستند در طرح اين مسائل كه به منظور پيشگيرى صورت مى گيرد طورى مسأله را طرح مى كنند كه نه تنها كمكى به حل مشكل و درمان مبتلايان نمى كند بلكه راه هايى را هم كه بلد نبودند به منحرفين مى آموزد و انحرافى بر انحراف آنان مى افزايد!
مجموع اين عوامل است كه مسأله انحراف جنسى را در ميان جوانان به صورت فوق العاده پيچيده و وحشتناكى درآورده كه ريشه كن نمودن آن به اين آسانى ممكن نيست و نياز به صرف وقت و بودجه و طرح هاى دقيق فراوانى دارد .
زيان هاى استمنا
خدمت تمامی بینندگان وبلاگ سلام عرض می کنیم
اینار می خواهیم به موضوعی بپردازیم که شاید دیگر تبدیل به یک موضوع تکراری و پیش پا افتاده شده باشد . یکی از کمتر موضوعاتی که تا این حد با تناقضات و اظهار نظر های گونانگون مواجه شده است .
بله . انحراف جنسی یا بهتر بگوییم : خود ارضایی
اگر شما همین الان در گوگل در مورد این موضوع جستجو کنید خواهید دید که چقدر مطالب مختلفی یافت می شود که نظر و بینش آنها نسبت به این موضوع دارای تناقض عجیبی است .
هدف ما از این مقاله روشنگری ، همدردی و درمان است و کلیه مطالب این مقاله اقتباسی از کتاب انحراف جنسی جوانان نوشته ی آیت الله مکارم شیرازی می باشد .
نخست باید به این موضوع بپدازیم که آیا خود ارضایی ضرر دارد یا خیر . ما این موضوع را صرفاً از نظر علمی و تجربی بررسی می کنیم و فعلاً با جنبه های دینی مسئله کاری نداریم :
بهترین روش برای بیان حقایق ، مطرح کردن سخنان افرادی است که سالها به این عمل زشت مبتلا بوده اند . ما چند نمونه از این سخنان را که در قالب نامه در کتاب انحراف جنسی آمده است عیناً ذکر می کنیم :
ای آرام دل ها !
خوشالم که دارم باز هم با تو سخن می گویم
خدایا دلم به درد آمده است . غمگینم . گویی تار و پود غم در وجودم آنچنان تنیده است که هیچکس را یارای گسستن آن نیست ، جز تو . تو می توانی . اگر بخواهی می توانی . خدایا تو خود بهتر می دانی که آن لحظه که یک مرد گریه می کند چقدر عجیب و بزرگ و هراس آور است . هزاران بار شکر که اشک را آفریدی که چشم را آفریدی برای گریستن . لذت می برم وقتی برای تو گریه می کنم . پس به حرمت این اشک ها کمکم کن .
خداوندا . اگر امروز این ساعت این لحظه مرا درنیابی، چه بسا لحظات و ساعت ها و روز های بی اتنهایی را در جهل و نادانی و در منجلاب های هوس خواهم ماند . خدایا هر لحظه از عمرم غنیمت است تا بیشتر بپرستمت . پس چرا مرا آنطور که خودم می خواهم و تو دوست می داری هدایت نمی کنی ؟
خدایا خسته شدم از این همه تناقضات از این همه دورویی و سر گردانی .
خدایا آخر من ، این بنده ی بی چیز و حقیر و بی اراده ی تو چقدر قدرت دارد که در برابر تند باد های انحراف فکری و اخلاقی تاب تحمل داشته باشد ؟
این جامعه ی بی سر و سامان ، این مردم از خدا بی خبر و این مانکن های خیابانی و .... اینها چه می دانند در دلم چه می گذرند . خدایا من تو را می خواهم . مگر نه اینکه تو خودت مرا آفریدی و تمام نیاز ها و لذت هایم را خودت خلق کردی ؟ پس اگر در کنار تو آرام گیرم اگر به تو برسم و اگر به تو متصل شوم ، دیگر لذت برای من بی معنا می شود زیرا که به سر چشمه ی لذت ها متصل شدم و در منبع بی انتهای لذت غوطه می خورم .
خدایا تومهربان ترین مهربانانی . اصلاً خودت مهربانی و محبت را آفریدی پس خودت بیشتر از هر کسی شایسته ی این صفتی . مددی کن . نظری کن به این بنده مفلوک . دست هایم رابگیر و مرا از این منجلاب آزاد کن ...
سازمان ملی جوانان با انتشار دو گزارش طی روزهای 25 تیر و 5 مرداد در برنا نیوز،سایت خبری مشترک این سازمان و خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی،ادعا کرد:«بيش از 55 درصد کاربران اينترنت در ايران که چيزي در حدود 12 ميليون کاربر فعال هستند به سرچ سايت هاي مبتذل مبادرت مي کنند.بيشترين ميزان عبارات سرچ شده در اينترنت از سوي کاربران ايراني کلماتي شامل عبارات سکس و يا ابزار جنسي بوده است.»
به راه می افتادم . قدم هایم راتند تر می کردم . لحظه ای درنگ ، می ایستادم . و ناگهان می دویدم ، بی امان می دویدم . فریاد می کشیدم و می خندیدم یا شاید گریه می کردم . شاید از گریه ام خنده ام می گرفت یا برای خندیدن می گریستم . اما حقیقت نهفته و تلخ بعد از تمام این تنش ها زمین خوردن بود . زمین خوردنی که بعدش یا علی داشت و باز هم راه افتادن و تند کردن قدم ها و لحظه ای درنگ تا دویدن بی امان .
دیگر خسته شدم .... بی نفس مانده ام در پس این تنگناها
کاش در خودم حل نمی شدم. کاش اینقدر از نزدیک خودم را نمی دیدم .
خدایا می خواهم فرار کنم .... پرواز کنم یا شاید خودم را پرتاب کنم . می خواهم دور شوم از خودم ..... دوست می دارم بروم تا در آخر دنیا آرام گیرم ..برای اینکه خودم را ببینم خودم را از دور ببینم که چه بدبخت و ذلیل در خودم می پیچم . دارم در خودم حل می شوم . من دیگر طاقت دفن شدن در خود را ندارم .
خدایا حالا دیگر زمان آن است تا ریسمان مقدس نجاتت را بنمایانی .... اما نه............ قبل از آن مرا بینا ساز !
یادتان باشد ازدواج بهترین و مقدس ترین و پاک ترین راه برای پاسخگویی به این غریزه است . پس دعا کنید هم برای ما هم برای خودتان !
چه عواملي منجر به فرار از خانه مي شود؟
1-خشونت در خانواده:
اعمال خشونتهاي روحي، جسمي از سوي اعضاي خانواده، عامل بسيار مهمي در فرار دختران است . بسياري از دختراني كه قرباني اين خشونتها مي باشند به دليل ترس از آزاردهندگان و آبروي خويش، جرات اظهار مشكلاتشان را ندارند، لذا از خانه فرار مي كنند و در شرايطي كه از سوي نيروهاي امنيتي مجبور به بازگشت شوند ، تمايلي به اينكار ندارند . زيرا از محيط ناامن خانه مي هراسند .
2-تبعيض
بسياري از والدين آگاهانه و يا ناآگاهانه با تبعيض بين فرزندان ، موجب اختلاف بين آنها و دلسردي آنها از زندگي مي شوند . تبعيض در مواجه با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و تنبيه تبعيض آميز بر اساس برتري پسر بر دختر يا بالعكس موجب سلب اعتماد به نفس و بدبيني فرزندان نسبت به والدين مي شود . تبعيض با روحيه حساس و عزت نفس دختران منافات دارد و لطمات جبران ناپذيري را بر روح و روان آنها وارد مي كند.
3-محدوديت مطلق:
در بعضي خانواده ها به خواسته هاي مادي ، معنوي فرزندان توجهي نمي شود . لذا توانايي و مقاومت آنها درهم مي شكند، و از هر فرصتي جهت عدم پيروي از هنجارهاي خانواده بهره مي برند و در صدد هستند با فرار از خانه ،از اين محدوديت ها رهايي يابند .
4-آزادي مطلق :
توجه بيش از حد متعارف و در اختيار بودن امكانات فوق حد سني فرزند مي تواند زمينه مسائلي چون فرار از خانه را ايجاد نمايد.
وقتيكه تمايلات و خواسته هاي فرزندان محقق مي شود ، لذا به محض ايجاد مشكلات و بحرانها و فشارها ي زندگي، كه در آن امكان تحقق برخي از آرزوها سلب مي شود و يا در شرايطي كه خواسته هاي فرزند به افراط مي گرايد و والدين با آن مخالفت مي نمايند . فرزند، به دليل تربيت عاطفي (نه تربيت عقلاني ) روحيه عدم درك منطقي شرايط ، ناز پروري و كاهش دامنه استقامت، عصيان و طغيان نموده و همين امر موجب دوري او از والدين و اعضاي خانواده مي گردد كه نهايتا مي تواند زمينه فرار از خانه را فراهم نمايد .
5- وسايل ارتباط جمعي
نقش رسانه هاي جمعي به ويژه ماهواره و اينترنت در رواج بي بندو باري اخلاقي ، مقابله با هنجارهاي اجتماعي ، عدم پايبندي مذهبي و بلوغ زود رس نوجوانان در مسائل جنسي حائز اهميت است .
6- شهر نشيني
بافت اجتماعي شهرهاي بزرگ و پيچيدگي روز افزون زندگي شهري ، فرصت ارتكاب جرائم و رفتارهاي ضد اجتماعي را فراهم مي كند .
جاذبه شهرهاي بزرگ ، رفاه، تجملات شهري و امكانات مادي، انگيزه در اختيار داشتن آنها و زندگي در اين محيط را مضاعف مي كند و سيل عظيم جمعيت با هدف يافتن شغل و دستيابي به امكانات فوق مهاجرت مي نمايند وشهرهاي بزرگ را با خرده فرهنگهاي مختلف در هم مي آميزند و بدين ترتيب پايبندي به آداب و رسوم كاهش مي يابد و آزادي عمل فرد نيز بيشتر مي شود. گاهي همين سراب زندگي مرفه شهري و آزادي عمل دختران را به سوي شهرها متواري مي نمايد.
7- تغيير ارزشها
انسانهاي دنياي امروز در چهار راه سرگرداني و تضاد ارزشها گرفتار آمده اند و نمي دانند به كدامين سو حركت كنند . از يكسو جامعه بستر نويني از ارزشهاي اجتماعي مدرن را مقابل ديدگان افراد قرار مي دهد و از سوي ديگر فرد را با بن بستهاي بسياري در دستيابي به اهداف جديد مواجه مي كند .
جوان امروز در اين شرايط با مشكل بحران هويت روبروست . گاه آنچه كه اجتماع بطور عملي به او مي آموزد با ارزشهاي خانوادگي سنخيتي ندارد و همين امر شخصيت او را دچار دوگانگي مي نمايد .دختران امروزدچار خود درگيري ميشوند و براي فرار از اين حالت به شيوه هاي مختلفي نظير فرار از خانه متوسل مي گردند .
8- مشكلات اقتصادي
برخي از صاحبنظران مشكلات اقتصادي را علت عمده آسيبهاي اجتماعي مي دانند . البته اين به مفهوم نگرش تك عاملي در تبيين انحرافات نمي باشد . به اعتقاد آنان عوامل اقتصادي درچگونگي زندگي فردي و اجتماعي تاثير گذار است . فقر و توزيع ناعادلانه ثروت به همراه فقر فرهنگي زمينه ساز انواع رفتارهاي نابهنجار مي باشد .
امروزه فشار و مشكلات اقتصادي ، احتمال دو شغله بودن و اشتغال نان آوران خانواده در مشاغل كاذب يا غير مجاز را افزايش داده است .
همين مسئله منجر به كم توجهي آنها نسبت به نياز جوانان ، رفع مشكلات روحي و رواني و تربيت صحيح و شايسته آنها گرديده است
پيامدهاي فرار دختران
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد ....