تبليغاتX
اگر از گناه کردن خسته شده ای بیا
حلول ماه مبارک رمضان را به تمامی مسلمانان جهان تبریک عرض می کنیم

+ نوشته شده در 87/06/14ساعت 12:4 توسط بنده خدا |

دين گريزي و گرايش جوانان به فرهنگ غرب همواره دغدغه هايي را براي رهبران ديني، دين داران و خانواده هاي متدين به وجود آورده و تهديدي براي نسل جوان محسوب مي شود. اين پديده در سده هاي اخير، به ويژه در قرن بيستم، بخش عظيمي از جهان را فرا گرفت و حتي موجب به وجود آمدن مكاتب فلسفي الحادي و ايدئولوژي هاي دين ستيز يا دين گريز گرديد. اما چرا انسان كه ذاتاً مشتاق دين است و فطرت او با درون مايه هاي دين پيوند تكويني دارد، به دين گريزي روي مي آورد و چرا دين گريزي در نسل جوان، نمود بيشتري دارد؟ در پاسخ، بايد گفت: در دين الهي هيچ عنصر گريزاننده وجود ندارد; اگر انسان ها به دريافت معارف ديني و درك صحيح از دين حق نايل آيند، هرگز از دين نمي گريزند. افزون بر اين، عقل و عشق ـ هر دو ـ در متن دين جاي دارند. دين هم ذهن و خرد انسان را تغذيه مي كند و هم به دل آدمي حيات، حركت و نشاط مي بخشد. بنابراين، علت دين گريزي را بايد در خارج از قلمرو دين حق و آموزه هاي ديني جستوجو كرد. بدون ترديد، عوامل متعددي در بروز دين گريزي نقش دارند كه در اين نوشتار به بخشي از آنها اشاره مي گردد.
 هر فردي با مراجعه به زندگي جوانان و مطالعه رفتارهاي اجتماعي آنها، اين مسئله را به صورت ملموس درخواهد يافت كه در سال هاي اخير و بخصوص پس از پايان هشت سال دفاع مقدّس، گرايش به فرهنگ بيگانه و فرهنگ غربي در بين جوانان ما رشد صعودي يافته است و گروه هايي از جوانان به علل گوناگون از دين و فرهنگ حالت گريز پيدا كرده اند، به گونه اي كه وقتي در بين برخي از آنها از دين و فرهنگ خودي سخن به ميان مي آيد به صورت علني بي ميلي و بي علاقگي خود را به دين اظهار مي كنند. البته بايد اذعان كرد كه اين انكار و زدگي از دين به خاطر خود دين نيست، بلكه علل اين مسئله بيشتر به رفتارهاي دين داران و مدعيان دين برمي گردد. بخش عمده اين رفتارهاي انكارگونه جوانان و گرايش هاي آنان به فرهنگ بيگانه به خاطر تبليغات كاذب و دروغين درباره دين و القاي شبهه در بين جوانان مي باشد و چون جوانان براي اين سؤالات و شبهات خود پاسخ قانع كننده اي نمي يابند، از دين گريزان شده، به فرهنگ بيگانه و غربي گرايش پيدا مي كنند. البته با وجود همه اين شبهات و تبليغات همواره و در همه حال بارقه اي از دين و غيرت و حميّت ديني در روح و روان جوانان موج مي زند; بارقه اميدي كه سرانجام بسياري از جوانان را از غوطهور شدن در فرهنگ مبتذل غربي و بيگانه باز مي دارد و آنان را به آغوش پرمحبت دين باز مي گرداند.
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/04/29ساعت 13:59 توسط بنده خدا |

انسان اين اشرف موجودات، در پي دستيابي به کمال، به دنبال انتخاب است و اعتکاف انتخابي نيکوست، انتخاب همنشيني با قدسيان و فرشته خويان. معتکف، با پيوندي محکم و ناگستني با مبدأ هستي، در پي قرابت با محبوب، با چشيدن طعم شيرين وصل، چشمه سار جان را از زلال حضور، لبريز مي سازد و با خطاب "ارجِعي اِلي رَبّکَ" به منزلگاه دوست مي شتابد و با او خلوتي معنوي را مي آزمايد. اعتکاف سنت اسلام است، سنت اسلام ناب محمدي. عاشقان واله و شيدا، در سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه رجب، پرده نشين وادي سلامت گشته و در کوثر بخشايش جان و تن شسته و صورت و سيرت از پليدي و رذيلت مي زدايند.
مؤمنان در اين ايام، مرغ جان را در حريم امن دوست به پرواز آورده و با دلي و با دلي لبريز از ذکر و دعا، به ضيافت رب الارباب بار يافته و سر بر آن آستان بي نياز مي سايند و .... تا يار که را خواهد و توفيق که را باشد.

+ نوشته شده در 87/04/22ساعت 21:58 توسط بنده خدا |

پیامبر اكرم (ص) می فرماید:

" مؤمن ، شوخ و لبخند بر دهان است و منافق بد خلق و گره بر ابرو."

امروزه ضرب المثل ایرانی "خنده بر هر درد بی درمان دواست " مصداق كاملاً علمی پیدا كرده است.

دانش پزشكی در قرن حاضر به وضوح می داند، اشخاصی كه اصطلاحاً یك لب و هزار خنده گفته می شوند، نسبت به آنان كه به اصطلاح با خودشان نیز قهرند و نسبت به زندگی بد بین و عبوس هستند، بسیار كمتر دچار بیماری های جسمی و روانی می شوند.

به این ترتیب هر عاملی كه شادابی را به انسان هدیه كند، در واقع به سلامتی جسم و روان او كمك كرده است. اما نكته بسیار مهمی كه دانش طب به بشر آموخته است، این مطلب است كه شادابی و افسردگی انسان پیش از آنكه تحت كنترل و اراده او باشد، زیر فرمان تغییرات مواد شیمیایی در سلسله اعصاب مركزی انسان است.

از جمله این مواد شیمیایی " دوپامین " را می توان نام برد که افزایش آن در بدن سبب می شود، انسان بدون اراده دچار ناراحتی گردد و كاهش این ماده نیز سبب شادی غیر ارادی انسان خواهد شد.

به عنوان مثال، عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبحگاهی، كه حالت شدید آن به عنوان ملانكولی یا همان مالیخولیا ( افسردگی درون زاد صبحگاهی) شناخته می شود، در اثر تغییرات و كم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی به وقوع می پیوندد.

از دیگر مواد شیمیایی داخل بدن كه به طور غیر ارادی سبب شادی انسان می شود و به او شعف و نشئه بی نظیر می بخشد ، ماده ای به نام “ كورتیزول " است كه میزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهی به شدت افزایش می یابد و در صورت بیدار بودن انسان در این ساعات، لذت و شعف سرمست كننده ای به او دست می دهد كه بی شك بر زندگی او در تمام طول روز تأثیر گذار است.

افزایش كورتیزول در ساعات اول صبح و ارتباط آن با سرخوشی صبحگاهی كه امروزه از مسلمات پزشكی است، در واقع توجیه قابل توجهی است بر همه مضامینی كه در فرهنگ و ادب و عرفان پیرامون "اسرار سحر" معرفی می شوند.

در اشعار خواجه شیرین سخن شیراز، حضرت حافظ، موارد بسیاری را می توان یافت که نشان می دهد به سرخوشی و شادابی سحرگاهی و تأثیر آن در زندگی انسان توجه شده است.

هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

ضرب المثل ایرانی مشهور كه منسوب به بزرگمهر می باشد، یعنی: "سحر خیز باش تا كامروا باشی" نیز اشاراتی نغز به تأثیر بیداری صبحگاهی بر زندگی شادكامانه و سعادت آمیز دارد.

به این ترتیب واضح است، امر واجب نماز صبح با ارزانی داشتن بیداری صبحگاهی به انسان، تقدیم كننده شادابی به جسم و روان او می باشد و یك نتیجه مهم این شادابی، سلامت جسم و روان خواهد بود .  

+ نوشته شده در 87/04/14ساعت 20:24 توسط بنده خدا |

برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند
و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم
خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند
نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و افکار نا
آرام را از انسان دور می کند.
ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات
ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات
بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم
نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء
هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.
کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود کخ در متعادل و آرام
کردن سمپاتیک موثر است.
مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به
جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد.
تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و
استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است.
سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن
یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی
کمک می کند.
سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و
طراوت پوست می شود.
حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به
مغز وصل می کند,شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این عم برای سلامت انسان
بسیار حائز اهمیت است
سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات
پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است.
روشن است که نماز فلسفی خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای
خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند
برای برخی مفید باشد.

+ نوشته شده در 87/04/04ساعت 16:37 توسط بنده خدا |