امشب شب دل پاره پاره شده خواهر است
خواهری که در وداع برادر با دل خونین سیر برادر را نگاه کرد و سر تا پای برادر را بوسه باران کرد
امشب صدای گریه کودکی می آید که به جای آب لحظه ای آغوش پدر را می خواهد
امشب کودک پدر را صدا می زند ولی از پدر جوابی نمی شنود
امشب شب تنهایی زینب است
امشب شبی است که ما باید فکر کنیم اگر ما در زمان زینب سلام الله علیها و آن زنان و کودکان غریب بودیم از آن دسته ای بودیم بر تن بی سر ما میگریستند یا از آن دسته ای که از شدت شرم نتوانستند بر چهره زینب نگاه کنند چون برادر زینب را تنها گذاشتند
امشب شاید زینب (س) به من و تو نگاه میکند که آیا ما مانند مردم کوفه امام عصرمان را تنها خواهیم گذاشت و دوباره درد دیگری را بر دل زینب اضافه میکنیم؟
خجالت میکشم از تو...
*میخوام یه قطره از دریا
لبامو تر کنه اما
خجالت میکشم از تو
تو گفتی میگذری از من
ولی با این همه حرفا
خجالت میکشم از تو...
نه من دنیا،نه تو فردا
عطش گریه،روز و شبها
خجالت میکشم اما
تو اون بالا سر نیزه
چه کردی با دل تنها...
دل تنها،دل خواهر
دل غم دیدۀ پر پر
دل ویرون و ویرونتر
خجالت میکشم از تو
خجالت میکشم از تو
خجالت از تو
خجالت از تو و زهرا
آخه اینجا یکی میگه
دلش تنگ واسه بابا
دل تنها
دلش تنگ واسه بابا...
*این ترانه رو آقای محمد علیزاده خوندن . ترانه سراش هم فرزاد حسنی هستن
گفتم بگم تا حفظ امانت شده باشه