<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اگر از گناه کردن خسته شده ای بیا </title>
<link>http://ilovethegod.blogfa.com/</link>
<description>خدایا به ما توفیق ترک گناه عطا بفرما</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 12 Jul 2009 07:52:17 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تنها مرا رها کن . . .</title>
<link>http://ilovethegod.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>رو سر بنه به بالین  تنها مرا رها کن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترک من خراب    شبگرد   مبتلا کن&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 07:52:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ilovethegod&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>ilovethegod</dc:creator>
<guid>http://ilovethegod.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اهدنا الصراط المستقیم </title>
<link>http://ilovethegod.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description>باور کنید من می دانم !&lt;BR&gt; من متوجه هستم . &lt;BR&gt;من دارم می بینم دارم لمس می کنم و حتی می شنوم . درست است من با تمام وجودم &quot;احساس&quot; می کنم &lt;BR&gt;که خدا دارد می کوبد .&lt;BR&gt; آری می کوبد . خدا دارد دو دستی می کوبد بر دریچه زنگ زده دلم .&lt;BR&gt; خدا هی مرا صدا می زند هی می گوید آهای . هووی . بنده من . آهای دیوانه در را باز کن من با تو کار دارم .&lt;BR&gt; خدا همش دارد می کوبد .&lt;BR&gt; چقدر صدای در زدنش بلند است .&lt;BR&gt; من &quot; نمی فهمم &quot; که چرا خدا خسته نمی شود . &lt;BR&gt;خدا از بس در را کوبیده در دارد از جاش کنده می شود . &lt;BR&gt;خدا همش می خواهد به قلبم وارد شود . اما من ، آری خود منم ، نمی گذارم که وارد شود . &lt;BR&gt;رفته ام هر چه دم دستم است گذاشته ام جلوی در که مبادا در باز شود و خداوند وارد شود .&lt;BR&gt; آری خود من ، من بر داشته ام هر چه میز و صندلی و منطق و کتاب و عقیده و مکتب و فرقه و لذت و غم و اندوه و ترانه و خنده و گریه  و کلمه و کلمه و کلمه را ، همه را جوی در گذاشته ام که نتواند . اما خدا دست بردار نیست . &lt;BR&gt;خدا همش به در می کوبد به در می کوبد . من حتی سرم را به دیوار می کوبم که شاید بمیرم و این صدا را نشنوم . &lt;BR&gt;من حتی قلبم را بر می دارم و می روم بالای قله ای و آنرا رها می کنم تا بپاشد از هم ،تا قلبی نباشد تا دریچه ای نباشد برای زدن . من گاهی  یک چیز تیز ( مثل چاقو یا سیخ یا فرهنگ یا تجدد یا مکتب ) را می کنم توی گوشم تا بلکم کر شوم و نشنوم اما خدا که همچنان به در می کوبد . &lt;BR&gt;خدا خیلی به دریچه قلبم می کوبد . خدا گاهی که عصبانی می شود ، آنقدر محکم به در می کوبد که تمام قفسه کتاب هایم را ( همانهایی که پر است از ایدئولوژی و منطق و قانون ) به زمین می افتد و خیلی می ترسم . بعد خدا دستهایش درد می گیرد و می زند زیر گریه . اشک های خدا که زمین می ریزد من ناگهان روحم به تپش می افتد ولیباز هم در را باز نمی کنم &lt;BR&gt;باور کنید من می دانم !&lt;BR&gt;من متوجه هستم . &lt;BR&gt;من دارم می بینم دارم لمس می کنم و حتی می شنوم . درست است من با تمام وجودم &quot;احساس&quot; می کنم &lt;BR&gt;که خدا دارد می کوبد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;پ ن : خدایا تو خودت گفتی که انسان را ضعیف آفریدیم . خدایا مگر این نفهمی و جهالت من از ضعف من نیست . خدایا باور کن من منظوری ندارم . من فقط ضعیفم . خدایا نکند که مرا رها کنی . خدایا نکند که دیگر نکوبی . خدایا من به امید این کوبیدن تو زنده ام . خدایا من ضعیفم . خودت گفتی ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ ن 2 : اهدنا الصراط المستقیم . . . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 31 Mar 2009 22:16:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ilovethegod&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>ilovethegod</dc:creator>
<guid>http://ilovethegod.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلت را خانه ما كن . . .</title>
<link>http://ilovethegod.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>دلت را خانه ما كن مصفا كردنش با من ب&lt;BR&gt;ه ما درد دل اهدا كن مداوا كردنش بامن &lt;BR&gt;اگر گم كرده اي اي دل كليد استجابت را &lt;BR&gt;بيا يك لحظه با ما باش پيدا كردنش بامن &lt;BR&gt;بيفشان قطره اشكي ، كه من هستم خريدارش&lt;BR&gt; بياور قطره اي اخلاص، دريا كردنش بامن &lt;BR&gt;اگر درها برويت بسته شد ، دل برمكن بازآ &lt;BR&gt;طلب كن آنچه مي خواهي مهيا كردنش با من &lt;BR&gt;بيا قبل از وقوع مرگ روشن كن حسابت را &lt;BR&gt;بياور نيك و رد را ، جمع و منها كردنش بامن &lt;BR&gt;چه خوردي روزي امروز ما را شكر نعمت كن &lt;BR&gt;غم فردا مخور تأمين فردا كردنش با من &lt;BR&gt;به قرآن آيه رحمت فراوان است اي انسان ب&lt;BR&gt;خوان آن آيه را تفسير و معنا كردنش با من &lt;BR&gt;اگر عمر گذر كردي ، مشو نوميد از رحمت &lt;BR&gt;تو نام توبه را بنويش امضا كردنش با من ....</description>
<pubDate>Thu, 26 Mar 2009 09:28:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ilovethegod&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>ilovethegod</dc:creator>
<guid>http://ilovethegod.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال نو پیشاپیش مبارک!</title>
<link>http://ilovethegod.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description>یا مقلب القلوب و الابصار&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا مدبر الیل و النهار&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا محول الحول و احوال&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;حول حالنا الی احسن الحال&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آمین!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Mar 2009 06:06:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ilovethegod&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>ilovethegod</dc:creator>
<guid>http://ilovethegod.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام</title>
<link>http://ilovethegod.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>سلام به همه ! &lt;BR&gt;از آخرین باری که اینجا چیز نوشتم خیلی می گذره !&lt;BR&gt;باور کنید که خیلی گرفتار بودم . منظورم از گزفتاری ، فقط کار نیست . قبول کنید که جزئی ترین مشغله های فکر نمی گذاری آدم حواسش جمع بشه و کار فرهنگی (!) انجام بده . چه برسه به مشکلات اقتصادی و دانشجویی و ... ! &lt;BR&gt;به هر حال امروز می خوام چند تا لینک رو به شما معرفی کنم . در مورد خودارضایی .&lt;BR&gt;خودارضایی یکی از عادت ها و انحرافات بسیار زشت جنسی محسوب می شه که با توجه به اینکه من خودم از نزدیک چند نفر رو دیدم که بلا های ناجوری سرشون اومده . برای همین سعی کردم تا اونجا که ممکنه هم خودم توی این وبلاگ و هم از طریق لینک دادن ،بتونم قدم کوچیکی رو برای اطلاع رسانی بردارم . &lt;BR&gt;از خدای مهربون می خوام که همه ی بنده های خودش رو از شر وسوسه های شیطان در امان نگه داره . &lt;BR&gt;من این ترم زیاد واحد بر ندشتم و تا حدودی سرم خلوته ، سعی می کنم بیشتر بیام اینجه !&lt;BR&gt;از زحمات یگانه خانم و سارا خانم هم تشکر می کنم &lt;BR&gt;به امید دیدار &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=62&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=62&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=256&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;http://www.porseman.org/showarticle.aspx?id=256&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://porseman.org/showarticle.aspx?id=586&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;http://porseman.org/showarticle.aspx?id=586&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Jan 2009 11:57:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ilovethegod&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>ilovethegod</dc:creator>
<guid>http://ilovethegod.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام بر زینب کبری سلام الله علیها</title>
<link>http://ilovethegod.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>از امشب  زنی از میان اهل بیت پیامبر بر می خیزد و رسالت برادر را بر دوش میگیرد 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب شب دل پاره پاره  شده خواهر است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خواهری که در وداع برادر با دل خونین سیر برادر را نگاه کرد و سر تا پای برادر را بوسه باران کرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب صدای گریه کودکی  می آید که به جای آب لحظه ای آغوش پدر را می خواهد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب کودک پدر را صدا می زند ولی از پدر جوابی نمی شنود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب شب تنهایی زینب است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب شبی است که ما باید فکر کنیم اگر ما در زمان زینب سلام الله علیها و آن زنان و کودکان غریب   بودیم  از آن دسته ای بودیم بر تن بی سر ما میگریستند یا از آن دسته ای که از شدت شرم نتوانستند بر چهره زینب نگاه کنند چون برادر زینب را تنها گذاشتند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امشب شاید زینب (س) به من و تو نگاه میکند که آیا ما مانند مردم کوفه امام عصرمان را تنها خواهیم گذاشت و دوباره درد دیگری را بر دل  زینب اضافه میکنیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خجالت می‌کشم از تو...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt; *می‌خوام یه قطره از دریا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لبامو تر کنه اما&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خجالت می‌کشم از تو&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تو گفتی می‌گذری از من&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ولی با این همه حرفا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خجالت می‌کشم از تو...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نه من دنیا،نه تو فردا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عطش گریه،روز و شب‌ها&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خجالت می‌کشم اما&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تو اون بالا سر نیزه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چه کردی با دل تنها...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دل تنها،دل خواهر&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دل غم دیدۀ پر پر&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دل ویرون و ویرون‌تر&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خجالت می‌کشم از تو&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خجالت می‌کشم از تو&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خجالت از تو&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خجالت از تو و زهرا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آخه اینجا یکی می‌گه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دلش تنگ واسه بابا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دل تنها&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دلش تنگ واسه بابا...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;*این ترانه رو آقای محمد علیزاده خوندن . ترانه سراش هم فرزاد حسنی هستن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتم بگم تا حفظ امانت شده باشه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Jan 2009 18:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ilovethegod&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>abc</dc:creator>
<guid>http://ilovethegod.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حسین</title>
<link>http://ilovethegod.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>اي حسين &lt;BR&gt;اي آنکه مظهر عشقي &lt;BR&gt;من روسياهم که هنوز هم چيزي از تو نمي دانم &lt;BR&gt;اما &lt;BR&gt;خدا مي داند وقتي که نامت را صدا مي کنم &lt;BR&gt;چيزي در اعماق جانم تکان مي خورد &lt;BR&gt;تو &lt;BR&gt;خوب تريني &lt;BR&gt;اي خوب من &lt;BR&gt;به خدابگو &lt;BR&gt;که بنده اي گناه کار &lt;BR&gt;اينجا دست و پا مي زند و به خود مي پيچد &lt;BR&gt;به خدا بگو &lt;BR&gt;که اين بنده هيچ از خود ندارد ؛ از آبرو &lt;BR&gt;اي حسين من &lt;BR&gt;اي خوب ترين خوبان &lt;BR&gt;تو &lt;BR&gt;با دستان خودت &lt;BR&gt;دست مرا بگير و دست هايم را در دستان خدا گذار &lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Wed, 31 Dec 2008 20:11:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ilovethegod&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>ilovethegod</dc:creator>
<guid>http://ilovethegod.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معبود</title>
<link>http://ilovethegod.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بشنو فریادم را وقتی که فریاد می زنم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و بمن رو کن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی که&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مناجاتت می کنم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من به درگاهت گریختم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و در برابرت ایستادم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و بیچارگیم را بتو عرضه داشتم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و در وادی گرم و نورانیت قرار گرفتم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و گریستم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و امیدوارم به آنچه نزد توست از بی نهایت ها ؛&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و تو می دانی من چه در دل دارم و تویی آگاه از حاجاتم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو درونم را می فهمی و پنهان نیست بر تو وضع دنیا و آخرتم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;معبودا !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; هر که به تو پناه آورد ، واگذاشته نشود و هر که تو رو کنی به وی ، آزاد است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;معبودا !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; هر که به تو راه پوید ، آزاد است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mintchaos.com/wallpaper_download/purty_flower/purty_flower_1152.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 12 Dec 2008 17:12:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ilovethegod&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>ilovethegod</dc:creator>
<guid>http://ilovethegod.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>chastity</title>
<link>http://ilovethegod.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;P align=left&gt;and let those who cannot find a match keep chaste till Allah give them independence by His grace &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Dec 2008 14:33:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ilovethegod&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>ilovethegod</dc:creator>
<guid>http://ilovethegod.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوست</title>
<link>http://ilovethegod.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0066cc size=3&gt;دوست نزدیک تر از من به من است     وین عجب تر که من از وی دورم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0066cc size=3&gt;چه کنم با که توان گفت که دوست      در  کنار   من  و من    مهجورم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پی نوشت :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدا کجاست ، اصلاً وجود داره ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این سؤال رو وقتی مامانم داشت نماز می خوند ازش پرسیدم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مامانم گفت : آره پسرم. خدا توی قلب آدماست . خدا همه جا هست . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اون موقع 6 سالم بود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی مامانم بهم گفت ، خوشحال شدم . اون شب تا موقع خواب ، هیچ حرفی نزدم . فقط دستمو گذاشته بودم روی قلبم ، تا اینکه خوابم برد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صبح فرداش هوا سرد بود ، سرویس کودکستان رفته بود .خونمون از کوذکستان دور بود .  چشمام خیس بود . دستهام روی قلبم ......&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 27 Nov 2008 18:04:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ilovethegod&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>ilovethegod</dc:creator>
<guid>http://ilovethegod.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
